|
|
|
|
|
چهار سال پیش که برای اولین بار به کوه بیلوا صعود کردیم نمی دانستیم که یک کوه جدید را کشف کرده ایم. یا به عبارتی مسیر جدیدی را در کوهنوردی گشوده ایم. ماجرا از این قرار بود که در اسفند 84 در سالهای ابتدای تشکیل گروه کوهنوردی زاگرس اشتیاق زیادی داشتیم که از صعودهای تکراری دوری کنیم و مسیرهای تازه ای را پیدا کنیم. با مراجعه به نقشه به این نتیجه رسیدیم که با صعود به کوههای اطراف دریاچه سد شهید عباسپور می توانیم به دیدگاهی مشرف بر دریاچه این سد دست یابیم. نام یکی از این کوهها (بیلوا) را از روی نقشه در آوردیم و با توجه به نزدیکی آن به شهر ایذه و آشنایی ما با کوهنوردان این شهر سراغ مسیر مناسب را از آنها گرفتیم ولی کسی را پیدا نکردیم که به آن صعود کرده باشد. حتی کمتر کسی نام آن را می دانست. بعد متوجه شدیم که شکارچیان این کوه را می شناسند چون برای شکار جای مناسبی است. دوست ما آقای سالار کیانی، ما را با آقای محمد رضا کیانی که بارها برای شکار به آن کوه رفته بود آشنا کرد و این مرد دوست داشتنی اگر چه آمادگی همراهی با ما را نداشت ولی سنگ تمام گذاشت و با توضیحات کاملی که از مسیر دسترسی داد و نقشه دقیقی که روی کاغذ کشید ما را به روستاهای دامنه این کوه راهنمایی کرد. وقتی به روستای کل چنار رسیدیم، ساکنان این روستا به ما مشکوک شدند چون به جز شکارچیان، غریبه های دیگری را ندیده بودند که برای کوهنوردی به آنجا آمده باشد. (لازم به گفتن است که این منطقه از نظر آثار باستانی بسیار غنی است و مجسمه مرد اشکانی یا پارتی که عکس آن را با یک دست شکسته در کتاب تاریخ دبستان دیده بودیم در این منطقه کشف شده و به همین دلیل آنجا مورد هجوم غارتگران میراث فرهنگی قرار دارد.) وقتی به آنها گفتیم که قصد داریم به بالای کوه صعود کنیم و دریاچه سد را ببینیم، شک آنها بیشتر شد چون آنها فقط برای چراندن گله های خود تا جایی از این کوه بالا رفته بودند که علف وجود داشت و با بخش ضخره ای بالای این کوه کاری نداشتند تا ببینند از بالای آن دریاچه پیداست و به ما می گفتند که شما اشتباه آمده اید و از بالای این کوه دریاچه دیده نمی شود و برای دیدن دریاچه باید به اندیکا بروید. با گرفتن نشانی از ساکنان محل به راه افتادیم. با کمال تعجب دیدیم که سه نفر از اهالی روستا بدون اینکه از آنها خواسته باشیم با ما همراه شدند که همانگونه که گفتم این کار ناشی از شک آنها بود که البته پس از ساعتی همراهی با ما وقتی مطمئن شدند که نه تفنگ به همراه داریم و نه گنج یاب دو نفر از آنها برگشت و نفر سوم که بچه دوازده سیزده ساله ای بود با ما بالا آمد و وقتی به قله رسید با دیدن مناظر بالای کوه، از تعجب فریاد کشید. در اینجا بود که متوجه شدیم ما قله و مسیر جدیدی را برای کوهنوردی پیدا کرده ایم. امسال پس از گذشت چهار سال که دوباره به این کوه رفتیم وضع خیلی تفاوت کرده بود. بسیاری از کوهنوردان و غیر کوهنوردان هم استانی با خواندن گزارش ما با نام این کوه آشنا هستند و دیگر همه اهل ده می دانستند که از بالای این کوه دریاچه را می توان دید. |
||
|
|
||
|
|||||||||||||
|
| |||||||||||||
|
Email: zagroskooh @gmail.com webdesign:www.ashkan.ir Hosted by: BLOGFA ; |