تبليغاتX
گروه کوهنوردی زاگرس

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                              
   
  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

دریاچه گهر
استان لرستان

پنجشنبه ۳۰/۳/۸۷ تا جمعه ۳۱/۳/۸۷

زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت        صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی

  مدتی است که روزگار خوشی ندارم. سوای مشکلات زندگی که همواره کوشش کرده ام آنها را به سخره بگیرم مشکلات جسمی آزارم می دهد. این اواخر زانوی راستم بی وفایی می کند. تاکنون مشکلات دیسک کمر و عروق قلب و درد مفاصل را چندان جدی نمی گرفتم ولی این یکی به طور جدی مرا گرفته و بد جوری زمین گیرم کرده. به همین خاطر مدتی است برنامه درست و حسابی نداشته ام و در نتیجه حرفی برای گفتن نداشته ام. چندی پیش تصمیم گرفتم دین هرساله ام را به دریاچه گهر ادا کنم و سری به آنجا بزنم. چهار نفر از دوستان ایذه ای هم بر من منت گذاشتند و همراهیم کردند.(آقایان:آقایی، قربانی، داوودی و شکیبانیا) ولی  دیدم که این زانو به درد گهر هم نمی خورد چون تا حالا که نزدیک سه هفته از آن برنامه می گذرد هنوز دارم درد می کشم. سخن کوتاه کنم. نمی خواستم از این برنامه گزارشی بنویسم ولی دیدم بالاخره باید یک جوری نشان بدم که هنوز زنده ام.به این خاطر چند عکسی را که در این برنامه گرفته بودم با توضیحاتی تقدیم می کنم:

   
    در کوپه قطار                   پل نزدیک چشمه پنبه کار               میوه درخت مهلب
   
         اثر حرکت مار روی خاک            استحصال موسیر!!         گل برنجاس یا برنجاز (گیاه دارویی)
   
ماهیگیر موفق!!                          بهار دریاچه گهر                      انبوه گلهای بابونه


چیزی که در کف دست دوستمان می بینید در کنار دریاچه گهر دیدیم و برای همگی ما جالب بود. اول فکر کردیم منشأ گیاهی دارد ولی وفتی دقت کردیم دیدیم یک کرم داخل آن است و این خارهای به ظاهر چوبی روی یک پوست نرم قرار دارند که اجزای بدن کرم هستند و از کرم محافظت می کنند!!

 

 
صفحه نخست | برنامه ها | دانستنیها | درباره گروه | عضویت | پیوندها | لبخند آزاد

Email: zagroskooh @gmail.com      webdesign:www.ashkan.ir            Hosted by: BLOGFA ;