|
|
|
|
|
وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم. دریاچه گهر امسال برای برنامه دریاچه گهر گزارش ننوشته ام. اگر کسی علاقمند به داشتن اطلاعات در مورد اجرای این برنامه باشد می تواند به گزارشاتی که در سالهای پیش در این مورد نوشته ام رجوع کند. مثلاْ گزارش سال ۸۶ زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی مدتی است که روزگار خوشی ندارم. سوای مشکلات زندگی که همواره کوشش کرده ام آنها را به سخره بگیرم مشکلات جسمی آزارم می دهد. این اواخر زانوی راستم بی وفایی می کند. تاکنون مشکلات دیسک کمر و عروق قلب و درد مفاصل را چندان جدی نمی گرفتم ولی این یکی به طور جدی مرا گرفته و بد جوری زمین گیرم کرده. به همین خاطر مدتی است برنامه درست و حسابی نداشته ام و در نتیجه حرفی برای گفتن نداشته ام. چندی پیش تصمیم گرفتم دین هرساله ام را به دریاچه گهر ادا کنم و سری به آنجا بزنم. چهار نفر از دوستان ایذه ای هم بر من منت گذاشتند و همراهیم کردند.(آقایان:آقایی، قربانی، داوودی و شکیبانیا) ولی دیدم که این زانو به درد گهر هم نمی خورد چون تا حالا که نزدیک سه هفته از آن برنامه می گذرد هنوز دارم درد می کشم. سخن کوتاه کنم. نمی خواستم از این برنامه گزارشی بنویسم ولی دیدم بالاخره باید یک جوری نشان بدم که هنوز زنده ام.به این خاطر چند عکسی را که در این برنامه گرفته بودم با توضیحاتی تقدیم می کنم:
|
||
|
|
||
|
|||||||||||||
|
| |||||||||||||
|
Email: zagroskooh @gmail.com webdesign:www.ashkan.ir Hosted by: BLOGFA ; |