 |
چند سال پیش که برای صعود به کوه چهل چشمه به کردستان رفته بودیم شب را در مسجد یکی از روستاهای دور دست دیواندره به نام «بست» گذراندیم که متوجه شدیم بعضی از ساکنین آن روستا حدود 12-10 متر بلندی قد دارند. باورتان نمی شود؟ اشکالی ندارد داستان را می گویم خودتان تحلیل کنید.
چهل پنجاه نفرآن شب در مسجد خوابیده بودیم که نیمه های شب با صدای جیغ و داد «اون» همگی از خواب پریدیم و دیدیم که «اون» الم شنگه راه انداخته که ایهاالناس بلند شوید که کفشهایمان را دزدیده اند. شما راحت خوابیده اید در حالی که من از نیم ساعت پیش خودم را به خواب زده ام و مواظب دزدان بودم که یکیشان از پشت پنجره داخل را می پائید و دیگری آمد داخل و کفشهارا برد و من باپای برهنه چند متر دنبالش دویدم ولی آنها فرارکردند. در این هنگام بود که آقای بهنام صورت نگار از خواب ناز بیدار شد و به «اون» گفت بشین بابا حال نداری دزد کدومه من خودم دیشب کفشها را برای احتیاط به داخل پستوی مسجد آوردم. شما اگر دور از جونتون به جای «اون» بودید چه می کردید؟ مطمئن هستم به خاطر این سوتی که داده بودید از همه عذر خواهی می کردید. ولی متأسفانه «اون» همچنان روی حرفش پافشاری می کرد که از نیم ساعت پیش دزدان را از پشت پنجره می پائیده غافل از اینکه کار را خراب تر کرده بود چون مسجد کنار یک تپه بنا شده بود و پنجره آن تا زمین 12-10 متر فاصله داشت. بنا براین با توجه به اینکه «اون» زبانم لال هیچوقت دروغ نمیگه!! حتماً بعضی از ساکنین آن روستا خصوصاً جماعت دزد آنجا باید حدود 12- 10 متر قد داشته باشند. من فردای آن روز برای روز مبادا آن پنجره کذائی را نشان دوستان به خصوص آقای محب پیشدادی دادم و عکسی هم از آن گرفتم و صدای ضبط شده «اون» را هم در حالی که شاهکار خود را تعریف می کند دارم.
هواداران «اون» توجه کنند که این بار علاوه بر دلایل و مدارک اسم شهود را هم ذکر کردم که دیگر مرا به غرض ورزی و بهتان زدن متهم نکنند.